لوگوی عرشیان کتابچه هدف‌گذاری عرشیانی‌ها
گروه بین‌المللی عرشیان / دوره نیمه‌خصوصی قوانین

کتابچه هدف‌گذاری عرشیانی‌ها

یک لندینگ آموزشی کامل برای مسیر هفت‌روزه هدف‌گذاری واقعی؛ از کشف هدف تا برنامه روزانه قابل اجرا، با تمرین‌های روشن، خروجی روزانه و قابلیت پیگیری مسیر ۱۲۰ روزه.

۷روز آموزشی
۷+تمرین اصلی و تکمیلی
۱۲۰روز رصد و همراهی
۱برنامه روزانه قابل اجرا
آغاز مسیر

مسیر هفت‌روزه هدف‌گذاری واقعی

از کشف هدف تا برنامه روزانه قابل اجرا

این آموزش برای این طراحی شده که شما طی هفت روز، هدف‌های واقعی خود را پیدا کنید، آنها را شفاف کنید، هدف‌های سطحی و پراکنده را کنار بگذارید، مسیر بلندمدت خود را ببینید، سهم این دوره از هدف‌های اصلی‌تان را مشخص کنید و در نهایت، آنها را به برنامه ماهانه، هفتگی و روزانه تبدیل کنید.

قرار نیست در این هفت روز به همه هدف‌هایتان برسید.

قرار نیست همه زندگی‌تان را یک‌باره تغییر دهید.

قرار نیست از فردا بی‌نقص زندگی کنید.

اما قرار است بعد از این هفت روز، دیگر با ذهن مبهم، خواسته‌های پراکنده و برنامه‌های خیالی جلو نروید.

در پایان این مسیر باید بتوانید بگویید:

من می‌دانم واقعاً چه می‌خواهم.

می‌دانم کدام خواسته‌هایم واقعی‌اند و کدام‌ها فقط هیجان، مقایسه یا فشار بیرونی‌اند.

می‌دانم هدف‌های بلندمدتم چیست.

می‌دانم در این دوره ۱۲۰ روزه، چه سهمی از هدف‌های اصلی‌ام را باید جلو ببرم.

می‌دانم برای ماه اول، هفته اول و روزهای آینده چه کارهایی باید انجام دهم.

می‌دانم پیشرفتم را با چه معیارهایی می‌سنجم.

می‌دانم اگر عقب افتادم، چطور مسیر را اصلاح کنم.

دوره ۱۲۰ روزه، کل مسیر زندگی شما نیست. این دوره فقط یک بازه مشخص برای تمرین، پیگیری، رصد، اصلاح و کمک گرفتن است. ممکن است بعضی از هدف‌های شما یک‌ساله، سه‌ساله یا بلندمدت‌تر باشند. در این آموزش یاد می‌گیرید از آن هدف بزرگ، سهم ۱۲۰ روزه خود را جدا کنید تا در طول دوره بتوانید آن را اجرا، بررسی و اصلاح کنید.

در این مسیر تنها نیستید. اگر در هر بخش دچار ابهام شدید، از پشتیبانان گروه کمک بگیرید. نقش پشتیبان این نیست که به جای شما هدف تعیین کند؛ نقش او این است که کمک کند هدف‌هایتان را شفاف‌تر، واقعی‌تر و قابل اجرا‌تر ببینید.

روز ۱

روز اول: خالی کردن ذهن و شناخت خواسته‌ها

هدف روز اول

امروز قرار نیست هدف نهایی انتخاب کنید. امروز فقط باید ذهن خود را خالی کنید.

بسیاری از افراد فکر می‌کنند هدف ندارند، در حالی که ذهنشان پر از خواسته‌های نامرتب است. بعضی دیگر فکر می‌کنند هدف دارند، اما وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنند، می‌بینند فقط چند آرزو، نگرانی، فشار بیرونی یا مقایسه ذهنی دارند.

تا زمانی که خواسته‌ها از ذهن خارج نشوند و روی کاغذ نیایند، نمی‌شود فهمید کدامشان واقعی‌اند، کدامشان سطحی‌اند و کدامشان باید تبدیل به هدف شوند.

تفاوت خواسته، نیاز، آرزو و هدف

خواسته چیزی است که دوست دارید داشته باشید، تجربه کنید یا به آن برسید.

مثل:

درآمد بیشتر

رابطه بهتر

آرامش بیشتر

بدن سالم‌تر

خانه بهتر

سفر

رشد شغلی

یادگیری یک مهارت

رشد معنوی و درونی

نیاز چیزی است که نبودنش تعادل زندگی شما را به هم می‌زند.

مثل:

خواب کافی

امنیت مالی

سلامت جسم

ارتباط سالم

آرامش روانی

نظم ذهنی

احساس ارزشمندی

مهارت لازم برای کار

آرزو تصویری دلخواه از آینده است، اما هنوز مسیر، زمان، معیار و تعهد ندارد.

مثل:

دوست دارم موفق شوم.

دوست دارم پولدار شوم.

دوست دارم آرام باشم.

دوست دارم زندگی بهتری داشته باشم.

هدف، خواسته‌ای است که روشن، متعهدانه، قابل اجرا و قابل پیگیری شده است.

مثلاً:

در ۱۲۰ روز آینده، هفته‌ای چهار روز ورزش می‌کنم، خوابم را تنظیم می‌کنم و مصرف شیرینی را کاهش می‌دهم.

یا:

در ۱۲۰ روز آینده، مهارت فروش خود را تقویت می‌کنم، هفته‌ای دو محتوای معرفی خدمت منتشر می‌کنم و هر هفته عملکرد مالی خود را بررسی می‌کنم.

تمرین روز اول: فهرست خام خواسته‌ها

یک دفتر یا فایل مشخص برای این تمرین انتخاب کنید. این دفتر قرار است دفتر هدف‌گذاری شما باشد.

چهار عنوان بنویسید:

۱. خواسته‌های من

۲. نیازهای من

۳. آرزوهای من

۴. دغدغه‌های تکراری من

زیر هر عنوان، بدون سانسور بنویسید. فعلاً قضاوت نکنید. لازم نیست منطقی، مرتب یا کامل باشد.

به این پرسش‌ها پاسخ دهید:

چه چیزهایی می‌خواهم؟

از چه چیزهایی در زندگی‌ام راضی نیستم؟

چه چیزی مدت‌هاست در ذهنم مانده اما برایش اقدام جدی نکرده‌ام؟

چه چیزی را زیاد می‌گویم اما انجام نمی‌دهم؟

چه چیزی اگر تغییر کند، کیفیت زندگی من بهتر می‌شود؟

در بدن، ذهن، رابطه، کار، درآمد، آرامش، معنویت و سبک زندگی‌ام چه تغییراتی می‌خواهم؟

اگر ۱۲۰ روز آینده را درست زندگی کنم، دوست دارم چه چیزهایی در من قابل مشاهده باشد؟

خروجی روز اول

در پایان روز اول باید یک فهرست خام داشته باشید؛ فهرستی از خواسته‌ها، نیازها، آرزوها و دغدغه‌های مهم.

فعلاً هدف انتخاب نکنید.

فعلاً برنامه ننویسید.

فقط ذهن را خالی کنید.

روز ۲

روز دوم: تشخیص هدف واقعی از خواسته سطحی

هدف روز دوم

امروز باید بفهمید کدام خواسته‌ها واقعاً متعلق به شما هستند و کدام‌ها فقط از ترس، مقایسه، فشار اطرافیان، هیجان لحظه‌ای یا نیاز به دیده شدن آمده‌اند.

همه خواسته‌ها نباید تبدیل به هدف شوند.

بعضی خواسته‌ها فقط واکنش‌اند.

بعضی‌ها از کمبود می‌آیند.

بعضی‌ها برای اثبات خود به دیگران‌اند.

بعضی‌ها تقلیدی‌اند.

بعضی‌ها زیبا هستند، اما زمانشان هنوز نرسیده است.

بعضی‌ها هم واقعاً مهم‌اند و باید وارد برنامه زندگی شما شوند.

هدف واقعی چه ویژگی‌هایی دارد؟

هدف واقعی فقط هیجان نمی‌آورد؛ حس معنا و مسئولیت هم می‌آورد.

هدف واقعی معمولاً این نشانه‌ها را دارد:

اگر کسی شما را تشویق نکند، باز هم برایتان مهم است.

حاضر هستید برایش زمان، انرژی و تغییر عادت بدهید.

شما را منظم‌تر، بالغ‌تر، آگاه‌تر یا توانمندتر می‌کند.

با ارزش‌های اصلی زندگی شما هماهنگ است.

بعد از رسیدن، فقط ظاهر زندگی شما را بهتر نمی‌کند؛ شخصیت شما را هم می‌سازد.

به زندگی شما یا دیگران اثر مفید اضافه می‌کند.

فقط برای اثبات خود، انتقام، مقایسه یا دیده شدن نیست.

هدف سطحی معمولاً می‌خواهد تصویر بیرونی شما را زیباتر کند.

هدف واقعی می‌خواهد ساختار درونی شما را قوی‌تر کند.

هدف سطحی می‌گوید:

باید موفق شوم تا ثابت کنم کم نیستم.

هدف واقعی می‌گوید:

رشد می‌کنم چون ظرفیت رشد در من وجود دارد.

هدف سطحی می‌گوید:

باید پولدار شوم تا دیگران حسابم کنند.

هدف واقعی می‌گوید:

می‌خواهم ارزش بیشتری خلق کنم، استقلال بیشتری بسازم و زندگی‌ام را مسئولانه‌تر مدیریت کنم.

تمرین روز دوم: غربالگری خواسته‌ها

فهرست روز اول را باز کنید. کنار هر مورد، به این پرسش‌ها از ۱ تا ۵ امتیاز بدهید:

۱. این خواسته واقعاً برای من مهم است.

۲. اگر کسی من را تشویق نکند، باز هم آن را می‌خواهم.

۳. این خواسته از رشد می‌آید، نه فقط از ترس یا مقایسه.

۴. برای رسیدن به آن حاضر هستم عادت‌هایم را تغییر دهم.

۵. این هدف من را انسان بهتری می‌کند.

۶. این هدف با ارزش‌های من هماهنگ است.

۷. این هدف در زندگی واقعی من قابل پیگیری است.

۸. این هدف اثر مثبتی روی زندگی من یا اطرافیانم دارد.

حالا خواسته‌ها را به سه دسته تقسیم کنید:

دسته اول: هدف‌های واقعی و مهم

دسته دوم: خواسته‌هایی که فعلاً باید اصلاح یا شفاف شوند

دسته سوم: خواسته‌هایی که باید حذف یا به بعد موکول شوند

خروجی روز دوم

در پایان روز دوم باید فهرست کوتاه‌تری داشته باشید.

این فهرست، خواسته‌های واقعی‌تر و مهم‌تر شماست.

هنوز برنامه ننویسید.

هنوز وارد کارهای روزانه نشوید.

اول باید هدف‌ها شفاف شوند.

روز ۳

روز سوم: شفاف‌سازی هدف و جدا شدن از نقشه‌کشی خیالی

هدف روز سوم

امروز باید هدف‌های واقعی‌تر خود را از حالت مبهم خارج کنید.

یکی از مهم‌ترین دلایل نرسیدن به هدف‌ها، نخواستن نیست؛ مبهم خواستن است.

بسیاری از افراد می‌گویند:

می‌خواهم موفق شوم.

می‌خواهم پولدار شوم.

می‌خواهم آرام باشم.

می‌خواهم رابطه خوبی داشته باشم.

می‌خواهم رشد معنوی کنم.

می‌خواهم زندگی‌ام بهتر شود.

اینها جهت کلی‌اند، اما هدف کامل نیستند.

ذهن برای حرکت، به تصویر روشن نیاز دارد. هرچه هدف دقیق‌تر باشد، تصمیم‌ها، رفتارها، انتخاب‌ها و حذف‌ها آسان‌تر می‌شوند.

شفافیت هدف یعنی چه؟

هدف شفاف یعنی بدانید:

دقیقاً چه می‌خواهم؟

چرا این را می‌خواهم؟

از چه نقطه‌ای شروع می‌کنم؟

نشانه پیشرفت چیست؟

از کجا می‌فهمم جلو رفته‌ام؟

چه چیزی باید تغییر کند؟

چه چیزی باید حذف شود؟

چه کسی باید بشوم تا این هدف طبیعی شود؟

هدف مبهم انرژی را پخش می‌کند.

هدف شفاف انرژی را متمرکز می‌کند.

تفاوت هدف‌گذاری واقعی با نقشه‌کشی خیالی

نقشه‌کشی خیالی یعنی ساختن تصویرهای زیبا از آینده، بدون دیدن واقعیت امروز، بدون محاسبه مسیر، بدون تعهد به عمل و بدون پذیرش بهای هدف.

در نقشه‌کشی خیالی، فرد زیاد تصور می‌کند اما کم اقدام می‌کند.

زیاد حرف می‌زند اما کم پیگیری می‌کند.

زیاد برنامه می‌نویسد اما کم اجرا می‌کند.

زیاد هیجان دارد اما ثبات ندارد.

زیاد می‌خواهد اما حاضر نیست عادت‌هایش را تغییر دهد.

خیال‌پردازی می‌گوید:

دوست دارم زندگی‌ام عوض شود.

هدف‌گذاری واقعی می‌گوید:

کدام بخش زندگی‌ام؟

تا چه زمانی؟

با چه معیار؟

با چه اقدام روزانه؟

با حذف چه عادت‌هایی؟

با ساختن چه مهارت‌هایی؟

با چه برنامه جبرانی اگر عقب افتادم؟

خیال‌پردازی فقط نتیجه را می‌بیند.

هدف‌گذاری واقعی مسیر را هم می‌بیند.

خیال‌پردازی فقط رسیدن را دوست دارد.

هدف‌گذاری واقعی بهای رسیدن را هم می‌پذیرد.

سه سطح شفافیت

هر هدف باید در سه سطح روشن شود:

۱. نتیجه

دقیقاً چه نتیجه‌ای می‌خواهید؟

مثلاً:

کاهش ۴ کیلو وزن

افزایش ۳۰ درصدی درآمد

نوشتن ۳۰ صفحه

برگزاری ۱۰ جلسه تمرینی

بهبود رابطه با فرزند

ساختن عادت روزانه مطالعه

۲. مسیر

برای رسیدن به این نتیجه، چه رفتارهایی باید تکرار شوند؟

مثلاً:

روزی ۳۰ دقیقه مطالعه

هفته‌ای ۴ روز ورزش

روزانه ۵ ارتباط فروش

هر شب ۱۰ دقیقه گفت‌وگوی خانوادگی

هر هفته یک جلسه تمرین عملی

هر شب ثبت عملکرد

۳. هویت

برای طبیعی شدن این هدف، باید به چه انسانی تبدیل شوید؟

مثلاً:

انسانی منظم‌تر

انسانی صبورتر

انسانی دقیق‌تر

انسانی شجاع‌تر

انسانی خدمت‌گزارتر

انسانی که به‌جای واکنش، انتخاب می‌کند

انسانی که به قول خودش عمل می‌کند

تمرین روز سوم: تبدیل هدف مبهم به هدف شفاف

از فهرست روز دوم، ۳ تا ۵ مورد مهم را انتخاب کنید.

برای هر مورد، این قالب را کامل کنید:

هدف خام من:

محل نوشتن پاسخ

این هدف دقیقاً یعنی چه؟

محل نوشتن پاسخ

چرا این هدف برای من مهم است؟

محل نوشتن پاسخ

اگر این هدف واقعی باشد، چه تغییری در زندگی من ایجاد می‌کند؟

محل نوشتن پاسخ

نتیجه قابل مشاهده این هدف چیست؟

محل نوشتن پاسخ

برای رسیدن به آن چه رفتارهایی باید تکرار شوند؟

محل نوشتن پاسخ

چه چیزی را باید حذف یا کمتر کنم؟

محل نوشتن پاسخ

این هدف قرار است من را به چه انسانی تبدیل کند؟

محل نوشتن پاسخ

آیا این هدف هنوز شبیه نقشه‌کشی خیالی است یا به هدف واقعی نزدیک شده است؟

محل نوشتن پاسخ

نمونه

هدف خام:

می‌خواهم درآمدم بیشتر شود.

هدف شفاف‌تر:

می‌خواهم در مسیر رشد مالی، مهارت فروش و ارزش‌آفرینی خود را تقویت کنم. سهم این دوره از هدف مالی من این است که در ۱۲۰ روز آینده، پیشنهاد فروش خود را اصلاح کنم، هفته‌ای دو محتوای معرفی خدمت منتشر کنم، روزانه با ۵ مشتری احتمالی ارتباط بگیرم و برای افزایش ۳۰ درصدی درآمدم تلاش کنم.

خروجی روز سوم

در پایان روز سوم باید ۳ تا ۵ هدف شفاف‌تر داشته باشید؛ هدف‌هایی که دیگر فقط آرزو یا خیال نیستند و کم‌کم شکل واقعی پیدا کرده‌اند.

روز ۴

روز چهارم: دسته‌بندی هدف‌ها و هماهنگی مادی و معنوی

هدف روز چهارم

امروز باید هدف‌های خود را دسته‌بندی کنید و ببینید کدام بخش‌های زندگی شما واقعاً نیاز به توجه دارند.

هدف‌گذاری فقط برای پول، کار یا موفقیت بیرونی نیست. زندگی چند بعد دارد. اگر فقط یک بخش را رشد دهید و بخش‌های دیگر را فراموش کنید، ممکن است به ظاهر جلو بروید اما از درون نامتعادل شوید.

بخش‌های اصلی زندگی

هدف‌های خود را در این بخش‌ها بررسی کنید:

۱. رشد فردی و ذهنی

۲. سلامت جسم و انرژی

۳. رابطه، خانواده و ارتباطات

۴. کار، درآمد و مهارت

۵. نظم، برنامه‌ریزی و سبک زندگی

۶. رشد معنوی و درونی

۷. اثرگذاری، خدمت و ارزش‌آفرینی

۸. تفریح، بازیابی انرژی و کیفیت زندگی

لازم نیست در همه بخش‌ها هدف داشته باشید. هدف این نیست که همه زندگی را هم‌زمان تغییر دهید. هدف این است که بفهمید اولویت واقعی شما برای این دوره چیست.

هدف معنوی یعنی چه؟

هدف معنوی الزاماً یعنی دوری از زندگی مادی، ترک درآمد، ترک پیشرفت یا جدا شدن از مسئولیت‌های روزمره نیست.

هدف معنوی یعنی هدفی که شما را از درون بالغ‌تر، پاک‌تر، آرام‌تر، آگاه‌تر، مسئول‌تر و مفیدتر می‌کند.

ممکن است یک هدف مالی، در مسیر رشد معنوی شما باشد؛ اگر باعث شود ارزش واقعی خلق کنید، استقلال سالم پیدا کنید، خانواده‌تان را بهتر حمایت کنید، به دیگران خدمت بیشتری برسانید، و شخصیتتان منظم‌تر، بخشنده‌تر و مسئول‌تر شود.

ممکن است یک هدف ظاهراً معنوی، واقعی نباشد؛ اگر فقط برای فرار از مسئولیت، دیده شدن، برتری‌طلبی، قضاوت دیگران یا پنهان کردن ضعف‌های شخصی استفاده شود.

پس معنوی بودن هدف به ظاهر هدف نیست؛ به نیت، اثر، مسیر و کیفیت انسانی بستگی دارد که در جریان آن هدف ساخته می‌شود.

هدف معنوی سالم شما را مسئول‌تر می‌کند، نه فراری‌تر.

شما را آرام‌تر می‌کند، نه متعصب‌تر.

شما را خدمت‌گزارتر می‌کند، نه طلبکارتر.

شما را دقیق‌تر و منظم‌تر می‌کند، نه بی‌برنامه‌تر.

شما را از درون پاک‌تر می‌کند، نه فقط از بیرون موجه‌تر.

اهداف مادی و معنوی با هم تضاد ندارند

یکی از خطاهای مهم این است که فکر کنیم اهداف مادی و معنوی مقابل هم هستند.

تضاد اصلی میان مادی و معنوی نیست.

تضاد اصلی میان هدف آگاهانه و هوس ناآگاهانه است.

درآمد، خانه، کسب‌وکار، جایگاه اجتماعی، بدن سالم، مهارت، شهرت و موفقیت ذاتاً بد یا ضد معنویت نیستند. مسئله این است که اینها در خدمت چه چیزی قرار می‌گیرند.

اگر ثروت باعث رشد، خدمت، آزادی، آرامش، کیفیت زندگی، حمایت از خانواده و خلق ارزش شود، می‌تواند بخشی از مسیر رشد باشد.

اگر ثروت باعث غرور، اسراف، تحقیر دیگران، اضطراب، رقابت ناسالم و فراموشی ارزش‌ها شود، حتی اگر زیاد باشد، انسان را کوچک می‌کند.

پرسش درست این نیست:

این هدف مادی است یا معنوی؟

پرسش درست این است:

این هدف من را به چه انسانی تبدیل می‌کند؟

این هدف چه اثری بر دیگران دارد؟

این هدف از کمبود می‌آید یا از رشد؟

این هدف به آرامش و بلوغ من کمک می‌کند یا وابستگی و اضطراب می‌سازد؟

این هدف فقط برای داشتن است یا برای شدن هم هست؟

تمرین روز چهارم: دسته‌بندی و انتخاب هدف‌های اصلی

هدف‌های شفاف روز سوم را در بخش‌های زندگی دسته‌بندی کنید.

برای هر هدف بنویسید:

این هدف مربوط به کدام بخش زندگی من است؟

محل نوشتن پاسخ

آیا این هدف با رشد درونی من هماهنگ است؟

محل نوشتن پاسخ

آیا این هدف با سلامت، رابطه، کار و آرامش من تضاد دارد؟

محل نوشتن پاسخ

آیا این هدف فقط برای گرفتن است یا برای ساختن و اثر گذاشتن هم هست؟

محل نوشتن پاسخ

آیا این هدف من را مسئول‌تر، منظم‌تر و بالغ‌تر می‌کند؟

محل نوشتن پاسخ

حالا از میان همه هدف‌ها، فقط ۳ تا ۵ هدف اصلی را برای تمرکز جدی انتخاب کنید.

برای انتخاب، به هر هدف از ۱ تا ۵ امتیاز بدهید:

اهمیت واقعی برای من

اثر روی زندگی

قابل پیگیری بودن در ۱۲۰ روز

هماهنگی با ارزش‌های من

آمادگی من برای اقدام

هدف‌هایی که امتیاز بالاتری دارند، گزینه‌های اصلی شما هستند.

خروجی روز چهارم

در پایان روز چهارم باید ۳ تا ۵ هدف اصلی داشته باشید؛ نه بیشتر.

اگر هدف‌های بیشتری دارید، آنها را حذف نکنید؛ فقط فعلاً وارد برنامه اصلی نکنید. تمرکز یکی از مهم‌ترین شروط رسیدن به هدف است.

روز ۵

روز پنجم: هدف بلندمدت، هدف میان‌مدت و سهم ۱۲۰ روزه

هدف روز پنجم

امروز باید یاد بگیرید هدف‌ها را در سه سطح ببینید:

هدف بلندمدت

هدف میان‌مدت

هدف کوتاه‌مدت

اگر این سه سطح را از هم جدا نکنید، یا در خیال‌پردازی می‌مانید یا برنامه روزانه‌تان بی‌معنا و پراکنده می‌شود.

هدف بلندمدت

هدف بلندمدت جهت کلی زندگی شما را نشان می‌دهد. معمولاً مربوط به یک سال، چند سال یا یک مسیر بزرگ‌تر است.

مثال:

می‌خواهم به یک مربی حرفه‌ای و اثرگذار تبدیل شوم.

می‌خواهم کسب‌وکار آموزشی خودم را به درآمد پایدار برسانم.

می‌خواهم سلامت جسمی، مالی و ارتباطی‌ام را به سطح متعادل و قوی برسانم.

می‌خواهم انسان منظم‌تر، آرام‌تر، توانمندتر و اثرگذارتری باشم.

هدف بلندمدت باید الهام‌بخش باشد، اما نباید فقط شعار باشد. هدف بلندمدت به شما جهت می‌دهد.

هدف میان‌مدت

هدف میان‌مدت پلی است بین هدف بلندمدت و اقدام‌های کوتاه‌مدت.

در این دوره، بازه ۱۲۰ روزه به عنوان یک بازه میان‌مدت برای رصد، کمک، اصلاح و سنجش مسیر استفاده می‌شود.

هدف ۱۲۰ روزه یعنی:

در این چهار ماه، چه سهم مشخصی از هدف اصلی خود را جلو می‌برم؟

مثال:

اگر هدف بلندمدت من سلامت پایدار است، سهم ۱۲۰ روزه من می‌تواند تثبیت ورزش، اصلاح خواب و کاهش مصرف شیرینی باشد.

اگر هدف بلندمدت من رشد مالی است، سهم ۱۲۰ روزه من می‌تواند اصلاح مهارت فروش، ارتباط روزانه با مشتری و افزایش درآمد باشد.

اگر هدف بلندمدت من رشد درونی است، سهم ۱۲۰ روزه من می‌تواند ساختن عادت بازبینی روزانه، کاهش واکنش‌های احساسی و خدمت آگاهانه باشد.

هدف کوتاه‌مدت

هدف کوتاه‌مدت مربوط به امروز، این هفته یا این ماه است. این سطح مهم‌ترین بخش اجراست، چون نتیجه واقعی از همین جا ساخته می‌شود.

مثال:

امروز ۳۰ دقیقه تمرین می‌کنم.

این هفته ۳ جلسه تمرینی برگزار می‌کنم.

تا جمعه، فصل اول کتاب را خلاصه می‌کنم.

امروز فقط یک کار مهم را کامل می‌کنم.

امشب عملکرد روزم را ثبت می‌کنم.

هدفی که به کار امروز تبدیل نشود، هنوز هدف کامل نیست.

جایگاه ۱۲۰ روز در این دوره

دوره ۱۲۰ روزه قرار نیست همه مسیر زندگی شما را محدود کند. ممکن است هدف‌های اصلی شما بزرگ‌تر از ۱۲۰ روز باشند.

اما برای اینکه بتوانید در این دوره رشد خود را ببینید، پشتیبانان بتوانند کمکتان کنند، و مسیر قابل سنجش باشد، لازم است برای هدف‌های اصلی خود یک سهم ۱۲۰ روزه مشخص کنید.

از خودتان بپرسید:

هدف اصلی من چیست؟

این هدف در بلندمدت چه معنایی دارد؟

در این ۱۲۰ روز، چه بخش مشخصی از آن را باید جلو ببرم؟

در پایان دوره، چه چیزی باید قابل مشاهده باشد؟

چه عادتی باید ساخته شده باشد؟

چه مهارتی باید تقویت شده باشد؟

چه خروجی باید تولید شده باشد؟

چه رفتاری باید کمتر شده باشد؟

چه چیزی باید قابل سنجش باشد؟

تمرین روز پنجم: تعیین سهم ۱۲۰ روزه

برای هرکدام از ۳ تا ۵ هدف اصلی خود، این قالب را کامل کنید:

هدف اصلی من:

محل نوشتن پاسخ

هدف بلندمدت من در این زمینه:

محل نوشتن پاسخ

چرا این هدف برای من مهم است؟

محل نوشتن پاسخ

اگر این هدف در بلندمدت ساخته شود، چه تغییری در زندگی من ایجاد می‌کند؟

محل نوشتن پاسخ

سهم ۱۲۰ روزه من از این هدف:

محل نوشتن پاسخ

در پایان ۱۲۰ روز، چه چیزی باید قابل مشاهده باشد؟

محل نوشتن پاسخ

معیار سنجش من:

محل نوشتن پاسخ

عادتی که باید بسازم:

محل نوشتن پاسخ

مهارتی که باید تقویت کنم:

محل نوشتن پاسخ

چیزی که باید حذف یا کم کنم:

محل نوشتن پاسخ

این هدف قرار است من را به چه انسانی تبدیل کند؟

محل نوشتن پاسخ

نمونه

هدف اصلی:

نظم شخصی

هدف بلندمدت:

می‌خواهم به انسانی منظم، قابل اعتماد و متمرکز تبدیل شوم.

سهم ۱۲۰ روزه:

در ۱۲۰ روز آینده، برنامه روزانه می‌نویسم، حداقل ۷۰ درصد روزها سه اولویت اصلی‌ام را اجرا می‌کنم و هر شب عملکرد روزم را ثبت می‌کنم.

معیار سنجش:

تعداد روزهای برنامه‌ریزی‌شده

درصد اجرای سه اولویت روزانه

تعداد شب‌هایی که ثبت عملکرد انجام شده است

خروجی روز پنجم

در پایان روز پنجم، برای هر هدف اصلی باید یک سهم ۱۲۰ روزه دقیق و قابل سنجش داشته باشید.

روز ۶

روز ششم: تبدیل سهم ۱۲۰ روزه به برنامه ماهانه، هفتگی و روزانه

هدف روز ششم

امروز باید هدف را از سطح نوشته و تصمیم، به سطح برنامه عملی بیاورید.

برنامه‌ریزی یعنی شکستن هدف به قدم‌های کوچک‌تر.

مسیر درست این است:

هدف بلندمدت

سهم ۱۲۰ روزه

هدف ماهانه

هدف هفتگی

برنامه روزانه

اقدام قابل تیک زدن

بازبینی و اصلاح

برنامه روزانه مرحله اول نیست؛ مرحله آخر است. اگر بدون کشف هدف واقعی مستقیم سراغ برنامه روزانه بروید، ممکن است کارهای زیادی بنویسید که به هدف‌های واقعی شما وصل نیستند.

تقسیم هدف ۱۲۰ روزه به چهار ماه

هر سهم ۱۲۰ روزه را به چهار بخش ماهانه تقسیم کنید:

ماه اول:

شناخت، شروع و ایجاد نظم اولیه

ماه دوم:

تثبیت و استمرار

ماه سوم:

افزایش کیفیت و جدی‌تر کردن اجرا

ماه چهارم:

جمع‌بندی، اصلاح و سنجش نتیجه

مثال برای هدف نظم شخصی:

سهم ۱۲۰ روزه:

داشتن برنامه روزانه، اجرای حداقل ۷۰ درصد برنامه‌ها، ثبت عملکرد شبانه و کاهش اهمال‌کاری.

ماه اول:

نوشتن برنامه روزانه و ثبت عملکرد، حتی اگر ناقص باشد.

ماه دوم:

اجرای حداقل ۵۰ درصد برنامه‌های روزانه.

ماه سوم:

اجرای حداقل ۶۰ تا ۷۰ درصد برنامه‌ها و کاهش اهمال‌کاری.

ماه چهارم:

تثبیت سیستم شخصی برنامه‌ریزی و سنجش عملکرد کل دوره.

تبدیل ماه اول به هفته اول

بعد از تقسیم چهارماهه، فعلاً فقط ماه اول را دقیق‌تر کنید. لازم نیست از همین ابتدا تمام ۱۲۰ روز را با جزئیات کامل پیش‌بینی کنید.

برای هفته اول بنویسید:

تمرکز این هفته چیست؟

چه خروجی مشخصی باید ساخته شود؟

چه کارهایی باید انجام شود؟

چند بار باید تکرار شود؟

در پایان هفته از کجا می‌فهمم جلو رفته‌ام؟

برنامه روزانه

برنامه روزانه باید کوتاه، واقعی و قابل اجرا باشد.

هر روز فقط این موارد را بنویسید:

سه کار اصلی امروز

یک عادت کوچک امروز

یک اقدام مرتبط با هدف ۱۲۰ روزه

یک کار برای نظم ذهن یا آرامش

ثبت کوتاه پایان روز

برنامه روزانه نباید شلوغ باشد. اگر برنامه روزانه بیش از حد سنگین شود، ذهن آن را رها می‌کند. هدف این است که هر روز چند قدم کوچک اما واقعی بردارید.

تمرین روز ششم: ساخت برنامه اجرایی

برای هر هدف اصلی، این قالب را کامل کنید:

هدف اصلی:

محل نوشتن پاسخ

سهم ۱۲۰ روزه:

محل نوشتن پاسخ

ماه اول:

محل نوشتن پاسخ

ماه دوم:

محل نوشتن پاسخ

ماه سوم:

محل نوشتن پاسخ

ماه چهارم:

محل نوشتن پاسخ

تمرکز هفته اول:

محل نوشتن پاسخ

خروجی هفته اول:

محل نوشتن پاسخ

کارهای هفته اول:

۱.

۲.

۳.

برنامه روزانه هفته اول:

هر روز سه اولویت اصلی:

۱.

۲.

۳.

عادت کوچک روزانه:

محل نوشتن پاسخ

اقدام مرتبط با هدف ۱۲۰ روزه:

محل نوشتن پاسخ

چیزی که باید کم یا حذف شود:

محل نوشتن پاسخ

ثبت شبانه:

انجام شد / انجام نشد / علت / اصلاح فردا

خروجی روز ششم

در پایان روز ششم باید برای هر هدف اصلی، این موارد را داشته باشید:

سهم ۱۲۰ روزه

چهار هدف ماهانه

تمرکز هفته اول

برنامه روزانه هفته اول

روز ۷

روز هفتم: مانع‌شناسی، بازبینی و تعهد نهایی

هدف روز هفتم

امروز باید برنامه خود را واقعی کنید.

برنامه‌ای که فقط برای روزهای خوب نوشته شده باشد، برنامه کامل نیست. هدف واقعی فقط مسیر ایده‌آل ندارد؛ مسیر روزهای سخت را هم دارد.

باید از قبل بدانید چه چیزهایی ممکن است مسیر شما را خراب کند و اگر خراب شد، چطور برگردید.

مانع‌های رایج

مانع زمانی:

وقت کافی ندارم.

مانع ذهنی:

شک، ترس، کمال‌گرایی، بی‌انگیزگی.

مانع محیطی:

موبایل، شلوغی، اطرافیان، فضای نامناسب.

مانع مهارتی:

بلد نیستم چطور انجام دهم.

مانع احساسی:

خستگی، فشار، ناراحتی، بی‌نظمی درونی.

مانع مالی:

منابع کافی ندارم یا مدیریت مالی ندارم.

برای هر مانع باید برنامه اگر ـ آنگاه بنویسید.

مثال:

اگر صبح بی‌انگیزه بودم، آنگاه فقط ۵ دقیقه کار را شروع می‌کنم.

اگر موبایل حواسم را پرت کرد، آنگاه آن را در اتاق دیگر می‌گذارم.

اگر برنامه عقب افتاد، آنگاه شب فقط یک کار اصلی را جبران می‌کنم.

اگر خسته بودم، آنگاه به‌جای حذف کامل، نسخه سبک‌تر تمرین را انجام می‌دهم.

اگر ترسیدم، آنگاه فقط اولین اقدام کوچک را انجام می‌دهم.

شکست پایان مسیر نیست

یک روز عقب افتادن، شکست نیست.

دو روز عقب افتادن، هشدار است.

سه روز عقب افتادن، نیاز به بازطراحی دارد.

وقتی برنامه اجرا نشد، خودتان را سرزنش نکنید؛ اما از کنار آن هم ساده نگذرید.

بررسی کنید:

هدف بیش از حد بزرگ بود؟

برنامه روزانه غیرواقعی بود؟

زمان‌بندی اشتباه بود؟

مانع را از قبل ندیده بودم؟

انرژی کافی نداشتم؟

محیط مناسب نبود؟

کار را بیش از حد مبهم نوشته بودم؟

سرزنش، انرژی را می‌گیرد.

بازبینی، مسیر را اصلاح می‌کند.

اثر مرکب

نتیجه‌های بزرگ معمولاً از کارهای کوچک اما تکرارشونده ساخته می‌شوند.

یک روز مطالعه، زندگی را عوض نمی‌کند.

اما ۳۰ دقیقه مطالعه روزانه، در یک سال ذهن و مهارت شما را تغییر می‌دهد.

یک روز ورزش، بدن را نمی‌سازد.

اما ۳۰ دقیقه ورزش مستمر، بعد از چند ماه بدن، انرژی و اعتمادبه‌نفس را عوض می‌کند.

یک شب بررسی رفتارها، شما را کاملاً آگاه نمی‌کند.

اما هر شب ۱۰ دقیقه بازبینی، بعد از چند ماه شما را از حالت ناآگاه و واکنشی خارج می‌کند.

قانون اثر مرکب:

کم شروع کنید.

هر روز تکرار کنید.

ثبت کنید.

بهبود بدهید.

اگر قطع شد، سریع برگردید.

نتیجه را زود قضاوت نکنید.

تمرین روز هفتم: تعهد نهایی و نقشه اجرا

حالا همه چیز را در یک صفحه نهایی جمع‌بندی کنید.

نقشه هدف‌گذاری من

هدف اصلی اول:

محل نوشتن پاسخ

هدف بلندمدت:

محل نوشتن پاسخ

سهم ۱۲۰ روزه:

محل نوشتن پاسخ

معیار سنجش:

محل نوشتن پاسخ

ماه اول:

محل نوشتن پاسخ

هفته اول:

محل نوشتن پاسخ

اقدام روزانه:

محل نوشتن پاسخ

مانع‌های احتمالی:

۱.

۲.

۳.

برنامه اگر ـ آنگاه:

اگر .......... آنگاه ..........

اگر .......... آنگاه ..........

اگر .......... آنگاه ..........

این هدف قرار است من را به چه انسانی تبدیل کند؟

محل نوشتن پاسخ

هدف اصلی دوم:

محل نوشتن پاسخ

هدف بلندمدت:

محل نوشتن پاسخ

سهم ۱۲۰ روزه:

محل نوشتن پاسخ

معیار سنجش:

محل نوشتن پاسخ

ماه اول:

محل نوشتن پاسخ

هفته اول:

محل نوشتن پاسخ

اقدام روزانه:

محل نوشتن پاسخ

مانع‌های احتمالی:

۱.

۲.

۳.

برنامه اگر ـ آنگاه:

اگر .......... آنگاه ..........

اگر .......... آنگاه ..........

اگر .......... آنگاه ..........

این هدف قرار است من را به چه انسانی تبدیل کند؟

محل نوشتن پاسخ

هدف اصلی سوم:

محل نوشتن پاسخ

هدف بلندمدت:

محل نوشتن پاسخ

سهم ۱۲۰ روزه:

محل نوشتن پاسخ

معیار سنجش:

محل نوشتن پاسخ

ماه اول:

محل نوشتن پاسخ

هفته اول:

محل نوشتن پاسخ

اقدام روزانه:

محل نوشتن پاسخ

مانع‌های احتمالی:

۱.

۲.

۳.

برنامه اگر ـ آنگاه:

اگر .......... آنگاه ..........

اگر .......... آنگاه ..........

اگر .......... آنگاه ..........

این هدف قرار است من را به چه انسانی تبدیل کند؟

محل نوشتن پاسخ

جمع‌بندی نهایی روز هفتم

در پایان روز هفتم باید این موارد را آماده داشته باشید:

۱. فهرست خواسته‌های خام

۲. فهرست هدف‌های واقعی‌تر

۳. سه تا پنج هدف اصلی

۴. هدف بلندمدت هرکدام

۵. سهم ۱۲۰ روزه هر هدف

۶. معیار سنجش هر هدف

۷. تقسیم‌بندی چهارماهه

۸. برنامه هفته اول

۹. برنامه روزانه هفته اول

۱۰. مانع‌شناسی و برنامه جبرانی

۱۱. تعهد نهایی برای شروع اجرا

از اینجا به بعد، کار اصلی شما اجرا و بازبینی است.

هر هفته باید بررسی کنید:

چه چیزی انجام شد؟

چه چیزی انجام نشد؟

علت چه بود؟

برنامه کجا سنگین بود؟

کدام عادت بهتر شد؟

کدام مانع تکرار شد؟

هفته بعد چه چیزی باید ساده‌تر، دقیق‌تر یا جدی‌تر شود؟

اگر در تنظیم هدف، تعیین سهم ۱۲۰ روزه، شفاف‌سازی برنامه یا تشخیص مانع‌ها گیر کردید، از پشتیبانان گروه کمک بگیرید. این مسیر قرار نیست تنها طی شود. قرار است شما مسئولانه حرکت کنید و ما در مسیر، شما را برای شفاف‌تر شدن، منظم‌تر شدن و اجرای بهتر همراهی کنیم.

جمع‌بندی مسیر

فرمول نهایی هدف‌گذاری

خواسته

تشخیص نیاز واقعی

تشخیص هدف واقعی از خواسته سطحی

شفاف‌سازی

دسته‌بندی هدف‌ها

انتخاب ۳ تا ۵ هدف اصلی

تعیین هدف بلندمدت

تعیین سهم ۱۲۰ روزه

تقسیم به هدف ماهانه

تقسیم به برنامه هفتگی

تبدیل به برنامه روزانه

اقدام قابل تیک زدن

مانع‌شناسی

بازبینی

اصلاح

استمرار

تکامل شخصیت

یا ساده‌تر:

بدانید چه می‌خواهید.

بفهمید چرا می‌خواهید.

هدف واقعی را از خواسته سطحی جدا کنید.

هدف را شفاف کنید.

آن را با جزئیات بنویسید.

هدف‌های بلندمدت خود را بشناسید.

سهم این دوره از هر هدف را مشخص کنید.

آن سهم را به ماه، هفته و روز تقسیم کنید.

هر روز قدم کوچک اما واقعی بردارید.

موانع را بشناسید.

هر هفته مسیر را بررسی کنید.

با لغزش، مسیر را اصلاح کنید.

به اثر مرکب اعتماد کنید.

اجازه دهید هدف، شخصیت شما را هم بسازد.

پایان مسیر

سخن پایانی

هدف‌گذاری یعنی با خودتان صادق شوید. ببینید واقعاً چه می‌خواهید، چرا آن را می‌خواهید، و حاضرید برای آن چه چیزی را تغییر دهید.

هدف فقط نوشتن چند جمله زیبا روی کاغذ نیست. هدف یعنی انتخاب. یعنی از میان صدها مسیر، یک مسیر را جدی‌تر بگیرید. یعنی بخشی از وقت، توجه، انرژی و عادت‌های روزانه‌تان را به چیزی اختصاص دهید که برایتان مهم است.

هیچ هدفی بدون بها ساخته نمی‌شود. بهای هدف ممکن است زمان، تمرین، نظم، حذف بعضی لذت‌های کوتاه‌مدت، یادگیری، صبر، اصلاح عادت‌ها یا روبه‌رو شدن با ترس‌ها باشد.

اما هدف درست، فقط از شما چیزی نمی‌گیرد؛ به شما شخصیت تازه می‌دهد. شما را منظم‌تر، آگاه‌تر، قوی‌تر و بالغ‌تر می‌کند.

هدف مادی و معنوی دشمن هم نیستند. اگر هدف مادی شما با آگاهی، اخلاق، خدمت، رشد و تعادل همراه باشد، می‌تواند بخشی از مسیر تکامل شما باشد. اگر هدف معنوی شما واقعی باشد، باید در زندگی روزانه‌تان دیده شود؛ در رفتار، نظم، رابطه، کار، پول، بدن، زمان و کیفیت انتخاب‌هایتان.

از امروز قرار نیست فقط آرزو داشته باشید. قرار است خواسته‌هایتان را بشناسید، هدف‌های واقعی را پیدا کنید، هدف‌ها را شفاف کنید، سهم این دوره از هدف‌های اصلی را مشخص کنید، آنها را به برنامه تبدیل کنید، برنامه را به اقدام روزانه، و اقدام روزانه را به شخصیت تازه.

قرار نیست یک‌شبه تبدیل به انسان دیگری شوید. قرار است هر روز یک قدم درست بردارید. هر قدم کوچک اگر تکرار شود، اثر مرکب می‌سازد. هر اثر کوچک، اگر ادامه پیدا کند، مسیر تازه می‌سازد. هر مسیر تازه، اگر با آگاهی و معنا همراه باشد، شخصیت تازه می‌سازد.

هدف واقعی همان چیزی است که وقتی هر روز برایش قدم برمی‌دارید، آرام‌آرام خودتان را هم می‌سازد.

انجام شد